این جمعه نیز گذشت

شب ششم محرم...

محرمه ها یادمون نره...

این روزا بیشتر دعا کنیم

بیشتر گریه کنیم شاید دعامون گرفت بخاطر عزای حسین

بخاطر صاحب عزای این ماه... بخاطر دل فاطمه زهرا

که مهدی (عج) ، پسرش غریبه..خیلی غریبه!

خدایا تو رو قسم به دل زینب ظهور آقامونو زودتر برسون!!

آقا جان بخاطر دل زینب ظهور کن ...



تاريخ : جمعه 09 آبان 1393 | 20:35 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

بی تو

جمعه های منتظر، بی نشونی اند بی تو مولا              

 کوچه های شهرمون بارونی اند بی تو مولا

جمعه جمعه، لحظه لحظه، بی تو این غربت        

دلای منتظرات اسیر زندونی اند بی تو مولا

گناهای منتظرات بسته راه اومدنت رو، میدونم              

ببخش که دچار درد بی درمونی اند بی تو مولا

می خونن دعای فرج با چشای خیس و گریه                 

اما باز گرفتار گناهای جوونی اند بی تو مولا

غروبای جمعه، به هوای گریه چشای نازت                  

دنبال عطر یاس، دنبال یه نشونی اند بی تو مولا

چی می شد بیای پا بذاری رو چشامون                      

آخر عاشقات ، مث پیر کنعانی اند بی تو مولا

 

 

 



تاريخ : جمعه 09 آبان 1393 | 20:17 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(1)


نشانه های حتمی ظهور امام زمان

مام علی (ع) می فرماید: من المحتوم الذی لابد منه ان یکون قبل القائم.

« خروج السفیانی – و خسف بالبیداء و قتل النفس زکیه و المنادی من السماء و خروج الیمانی »  از: کتاب ارشاد- شیخ مفید

طبق این روایت علائم قطعی و نشانه های حتمی ظهور پنج دسته اند که ما هر یک از آنها را به اختصار بیان می نماییم:

 

۱-خروج و شورش سفیانی:

 

قطعی ترین نشانه در روایات شیعه شورش و خروج سفیانی است اما در کتب حدیث اهل سنت از سفیانی اسمی نیست و در عوض در کتب اهل تسنن از شخصی به نام دجال سخن رفته و تعداد احادیث مربوط به او بسیار بیشتر از روایات شیعه در مورد سفیانی است البته از دجال در بعضی از از روایات شیعه هم نام برده شده است که بعدا به توصیف آن خواهیم پرداخت(انشاالله). اما در مورد سفیانی از امام صادق(ع) رسیده است که:

«و من یحتوم خروج سفیانی من رجب» از علائم حتمی ظهور٬ شورش سفیانی در ماه رجب است.        از: کتاب الغیبه

در روایت دیگری حضرت فرموده اند که: سفیانی طبق روایتی از امیر المومنین(ع) فردی است با نام عثمان از نوادگان ابوسفیان و بسیار خبیث و قسی القلب و مدت ۸ یا۹ ماه غارت و کشور گشایی می کند.

سپس حضرت مهدی(عج) او را از بین می برد و در بعضی روایات آمده که حضرت عیسی (ع) در بیت المقدس سفیانی را می کشد. اما قبل از نابودی شخص سفیانی لشکر خونخوار او در سرزمین بیداء به زمین فرو می روند.

(خسف بیداء) که خسف بیداء نیز این خود از علائم حتمی ظهور است و ما قبل از شرح این واقعه مختصری در وصف دجال می گوییم:

دجال:

دجال صیغه مبالغه از کلمه دجل به معنای پنهان کننده حق و آشکار کننده باطل و گفته شده که نام اصلی دجال ٬ صاید بن صید است و والدینش هر دو یهودی اند و ۳ سال قبل از خروجش قحطی می شود. در روایات اهل تسنن خصوصیاتی برای دجال گفته شده از جمله اینکه فردی کافر کیش و دارای عمر طولانی٬کوتاه قد٬ چاق و زشت رو است. که تمام عالم جز مکه و مدینه را تصرف می کند و هنگام خروجش حضرت بقیه الله بر سفیانی فائق آمده است.

 

۲- خسف بیداء:

 

بیداء نام سرزمینی است در دو منزلی مدینه و خسف٬ به معنای بلعیدن و نابود کردن است و طبق روایات متعددی تمام لشکر سفیانی پس از جنایتهای بی شمار هنگام عبور از این سرزمین به دل زمین فرو رفته و نابود می شوند و فقط سه نفر از این لشکر زنده می ماند(امام باقر(ع) )   از : کتاب الغیبه

در جای دیگر امام باقر می فرماید: و ینرل جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا ابیدالقوم٬ فیخسف بهم. 

«سپاه سفیانی در سرزمین بیداء فرود می آیند٬ پس منادی آسمانی بانگ می دهد ای سرزمین بیداء این جمعیت را نابود ساز٬ آنگه همگی در کام زمین فرو می روند.»     از: ارشاد مفید

 

۳- صیحه ی آسمانی:

 

 از مجموع روایات در باب نداهای آسمانی بر می آید که این ندا ها دو نوعند:

۱) یک دسته جزء نشانه های غیر حتمی اند مثل ندای آسمانی در ماه رجب

۲) یک دسته جزء نشانه های حتمی ظهورند مثل دو صیحه ی آسمانی که در یک روز از ماه رمضان واقع می شوند.

امام باقر(ع) می فرماید: …لابد من هاتین الصوتین قبل خروج القائم صوت من السماء و هو صوت جبرئیل و صوت من الارض و هو صوت ابلیس اللعین.     از: کتاب الغیبه – شیخ طوسی

حتما قبل از ظهور قائم(عج) این دو صوت شنیده می شودیکی از آسمان که صدای جبرئیل است و دیگری از زمین صدای شیطان لعین است.

امام صادق در دنباله ی آیه ی: واستمع یوم ینادی المنادی من مکان قریب یوم یسمعون الصیحه القائم من السماء و ذلک یوم الخروج."سوره ق"

(آنگاه که منادی از مکانی نزدیک ندا می دهد گوش فرا دار…) می فرمایند:

ینادی المنادی باسم القائم و اسم ابیه علیهماالسلام و الصیحه فی هذه الایه صیحه القائم من السماء و دلک یوم الخروج.

تفسیر قمی

«منادی با نام حضرت قائم و نام پدرش ندا سر می دهد و صیحه در این آیه همان بانگ آسمانی و صیحه زمان قیام حضرت است و آن روز روز خزوج قائم است.»

در روایتی پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: مفاد و مضمون این آیه چنین است:

ایها الناس قطع عنکم مده الجبارین و ولی الامر خیرامه محمد فالحقوا بمکه.   از: کتاب الاختصاص – شیخ مفید

هان ای مردم مهلت ستمگران به پایان رسیده و بهترین امت محمد(ص) به پیشوایی برگزیده شد٬ خود را در مکه به او برسانید.

امام باقر می فرمایند:«منادی آسمانی در ابتدای روز بانگ می زند ای مردم! آگاه باشید حق با علی(ع) و شیعیان اوست وشیطان لعنه الله درآخر روز صدا می زند حق با سفیانی و پیراون اوست.« از: ارشاد- شیخ مفید

 

۴- قتل نفس زکیه:

 

اغلب روایات در باب کشته شدن نفس زکیه متعلق به کتب بزرگ شیعه است ولی در کتب اهل سنت روایتی بر رد آنها نبوده استو بعضا روایاتی موافقی هم وجود دارد در مورد نفس زکیه سه نظریه وجود دارد که عبارتند از:

۱- نفس زکیه از نظر لغت به معنای انسان کامل و تذهیب نفس کرده است و محدثین آن را لقب جوانی از بنی هاشم از فرزندان امام حسین (ع) می دانندکه جزو لشکریان امام زمان بوده و حضرت او را به عنوان پیک برای رساندن پیام خود به مردم مکه به آنجا می فرستند و او پس از ابلاغ پیام حضرت در مکه مورد هجوم مردم قرار می گیرد و مظلومانه در بیت الحرام در بین رکن و مقام در ماه حرام به شهادت می رسدو طبق روایت پانزده روز پس از این واقعقیام حضرت واقع می شود.

۲- بعضی دیگر از محدثین نفس زکیه را از اولاد امام حسن(ع) می داند و می گویند وی پشت دروازه ی کوفه(نه مکه) به همراه هفتاد نفر از صالحین به شهادت می رسد.

۳- گروه سوم گفته اند که او کسی نیست جز ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن الحسن ابن الحسن بن علی بن ابی طالب که در زمان منصور دوانیقیخلیفه عباسی سر به شورش برداشت و کشته شد.

این گروه وی را از مدعیان مهدویت دانسته و از نظر اخلاقی انسان چندان پاک و کاملی نمی دانند.

 

۵-خروج و قیام یمانی:

 

امام صادق(ع) نسب یمانی را چنین معرفی می کند:

خروج رجل من ولد عمی زید بالیمن.      از: کتاب بشاره الاسلام

از نشانه های ظهور یکی از اولاد عمویم زید است در یمن.

در حدیث دیگری آمده:

پادشاهی در صنعاء یمن به نام حسن یا حسین خروج می کند.

و در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است که خروج سفیانی و خراسانی و یمانی در یک روز واحد است.

و امام باقر(ع) فرموده اند که سفیانی (عثمان بن عنبس یا عثمان بن عتبه) از شام و یمانی از یمن(از آبادی به نام کرعه) و سید خراسانی (شعیب بن صالح) از ری قیام میکنند.

“و لیس فی الرایات اهی من رایه الیمانی هی رایه هدی لانه یدعو الی صاحبکم “

در بین این سه یمانی هدایت کننده تر از دیگران است و شما را به سوی صاحبتان دعوت و هدایت می کند.

…آنگها که او قیام کرد به سوی او شتاب کن که پرچم هدایت برافراشته استو بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او روا نیست و هرکه نافرمانی او کند اهل آتش است.       از : کتاب الغیبه – طوسی

و در بعضی از روایات دارد که سید خراسانی نیز با لشکرش به یمانی پیوسته و با سفیانی جنگیده و او را شکست می دهند.

 

قیام و خروج سید خراسانی 

در برخی از روایات از خروج سید خراسانی به عنوان علائم ظهور نام برده شده (اما ظاهرا در هیچ حدیثی به صراحت جزو علائم حتمی شمرده نشده است.) برخی محدثین سید خراسانی را با سید حسنی یکی دانسته اند. و بعضی نفس زکیه را همان سید حسنی دانسته اند. به هر شکل تعداد زیادی احادیث همزمان با قیام یمانی و شورش سفیانی از سید خراسانی هم نام برده اند. طبق احادیث سید خراسانی جوانی گندمگون و چهارشانه اهل تمیم است به نام شعیب بن صالح که با چهار هزار نفر از ری قیام می کند. لباسهی ایشان سفید و پرچم هایشان سیاه است و وارد سرزمین ایلیا (قدس) می شود و پرچمدار حضرت مهدی (عج) خواهد بود.

date and place of birth of imam mahdi1 تاریخ و محل تولد امام زمان

 

منبع: - پورتال آسمونی Asemooni.com



تاريخ : جمعه 09 آبان 1393 | 14:23 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(2)

وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...

 

آموخته ام که وقتی ناامید میشوم ، خداوند با تمام عظمتش ناراحت میشود

و عاشقانه انتظار میکشد که به رحمتش امیدوار شوم . . . !

 

گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام

همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن

چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ...

به  آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ...

 خدایا شکــــرت ...

 




تاريخ : پنج‌شنبه 08 آبان 1393 | 15:00 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(1)

کربلای انتظار

 

زمانه

زمانه امام حسین (علیه السلام) عصر بدعت ها و غفلت ها است. سنت رسول (صلی الله علیه وآله) ترک شده است و کسی چون یزید بر مسلمین حکومت می کند و تنها شیوه زنده ماندن اسلام این است که حسین و یارانش به قربان گاه بروند.

حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام می کند مردم به عصر جاهلیت بازگشته اند و معارف قرآن و دین را تحریف کرده‌اند. زمانه حسین و مهدی(علیهماالسلام) در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت مشابه یکدیگر است.

امام حسین (علیه السلام) در خطبه کوتاهی در مسیر کربلا می فرمایند:

«براستی این دنیا سخت دگرگون و ناآشنا شده، خیر از آن رخت بسته و جز مقدار ناچیزى، همانند ته‏مانده ظرف، و زندگى پستى چون چراگاهى، از آن باقى نمانده. مگر نمى‏بینید كسى به حق رفتار نمى‏كند و از باطل دست نمى‏كشد. تا مۆمن، به حق، مشتاق لقاى خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمى‏بینم و زندگى با ستمكاران را جز محنت نمى‏دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابى است كه تا زندگى روبراه است، به دور زبان مى‏گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران كمیاب شوند. (1) »

حضرت علی(علیه السلام) نیز درباره دوران ظهور می فرمایند:

«وقتی مهدی(علیه السلام) قیام کند خواهش نفسانى را به هدایت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است كه - مردم- رستگارى را تابع هوى ساخته‏اند  و رأى آنان را پیرو قرآن كند، و آن هنگامى است كه قرآن را تابع رأى خود كرده‏اند. ...پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از كتاب و سنّت مرده است زنده فرماید. (2)»

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏»

همچنین فضیل بن یسار از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت نموده كه فرمود:

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند (3)».

 

طلب یاری

فریاد طلب یاری امام حسین (علیه السلام) در صحنه کربلا مشهور است، حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام کند و همچنین در دوران غیبت، در طلب یار است.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده فرمود: «هنگامى كه امام حسین (علیه السّلام) با عمر سعد روبرو شد، و آتش جنگ شعله‏ور گردید، خداوند امداد غیبى پیروزى را بر فراز سر حسین (علیه السّلام) فرو فرستاد، به طورى كه بالهاى خود را بر بالاى سر حسین (علیه السّلام) گشودند، سپس همان امدادها، امام حسین علیه السّلام را بین دو چیز- پیروزى بر دشمن و لقاى خدا- مخیّر نمودند، امام حسین علیه السّلام لقاى خدا را برگزید. امام حسین (علیه السّلام) در این هنگام فریاد زد:

«اما من مغیث یغیثنا لوجه اللَّه، اما من ذابّ یذبّ عن حرم رسول اللَّه‏

آیا فریادرسى نیست كه براى خوشنودى خدا به فریاد ما برسد، آیا دفاع‏كننده‏اى نیست كه از حریم حرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم دفاع نماید؟ (4)»

حضرت مهدی (علیه السلام) هم در روز ظهور تكیه به خانه خدا می دهد و در حالى كه پناه به او برده است، می گوید:

«اى مردم! ما از خداوند و هر كس كه دعوت ما را بپذیرد استمداد مى‏كنیم. من از خانواده محمد پیغمبرتان هستم. ما از هر كس به خداوند و محمد نزدیكتریم.... من از هر كس به سنت پیغمبر آشناترم. شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس سخن مرا شنید حاضران به غائبان برسانند من شما را به حق خدا و رسول و خودم كه از دودمان رسول خدا میباشم قسم می دهم كه ما را یارى نمائید و ستمگران را از ما دور كنید، زیرا ما (آل محمد) را ترسانیده و بر ما ستم نموده و ما و فرزندانمان را از خانه‏هامان آواره كردند. به ما تعدى نمودند و از رسیدن بحق خود بازداشتند. اهل باطل ما را به وحشت انداختند، پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید، بلكه یارى كنید تا خدا هم شما را یارى نماید. (5)»

همچنین حضرت مهدی (علیه السلام) ضمن یکی از توقیعات خویش خطاب به شیعیان در عصر غیبت می فرماید:

«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نمی‏بریم. اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند. تقوای خدا پیشه کنید و ما را برای رهایی بخشیدنتان، از فتنه‏ای که به شما روی آورده است، یاری دهید. (6)».

همچنین فضیل بن یسار از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت نموده كه فرمود:

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند »

آن ها که پیوستند، آن هاکه پیمان گسستند

به کاروان حسین (علیه السلام) کسانی پیوستند که امیدی بهشان نبود همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی شمشیر زده بود و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود. وکسانی هم به بهانه های واهی از یاری امام سر باز زدند و یا در میانه راه از مولایشان بریدند چه آنانی که در میانه راه جداشدند و یا کسانی که از میدان نبرد گریختند.

در مورد قیام حضرت مهدی (علیه السلام) نیز امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ خَرَجَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَرَى أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِی سُنَّةِ  عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر

هنگامی که قائم قیام کند از امر(ولایت) او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید که از یاران او باشند و به امر (ولایت) او در میایند کسانی که مانند خورشید پرستان و ماه پرستانند(7).

امام محمد باقر (علیه السلام) نیز درباره امتحان شیعیان در آخرالزمان می فرماید:

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏.(8)»

امید آن است که در کربلای انتظار ندای "هل من ناصر" مهدی را لبیک گوییم و از کسانی باشیم که تا پیروزی در رکاب قائم آل محمد می مانند.

 

پی نوشت:

1)      تحف العقول، حرانی، حسن بن علی، ص 245

2)      نهج البلاغة / ترجمه شهیدى ، ص  138

3)      بحار الأنوار) ،ج 52، ص 362 

4)      غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 126

5)      بحارالانوار، ج 52، ص 238

6)      بحارالانوار، ج 53، ص 178

7)      بحار الانوار، ج 52، ص 364

8)      بحارالانوار، ج 52، ص 101


منابع:

عاشورا و انتظار، مجله انتظار موعود، سال دوم، شماره سوم، مسعود پور سید آقایی

مجلسی، بحارالانوار، ج52و 53

حرانی، تحف العقول

ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف


گرد آورنده: زهره رجب زاده   

 

بخش مهدویت تبیان www.tebyan.net

 

درسته طولانی شد... ولی این مطلبو گذاشتم برا کسانی که فکر میکنن ماها از کوفیان عاشورا برتریم... ولی درصورتی که اینطور نیست... خواهشا با دقت بخونین... در ضمن منابعش هم اوردم اخرش... من از خودم چیزی نمیگم...اسناد و مدارک و حدیث های اهل بیت ما اینو میگه!

امیدوارم به اندازه کافی برا کسایی که سوال داشتن رفع ابهام شده باشه... و یکم تفکر کنن تو این مورد...



تاريخ : چهارشنبه 07 آبان 1393 | 13:26 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)


تاريخ : سه‌شنبه 06 آبان 1393 | 14:46 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(1)

خدایا گریه نکن...

هوا گرفته بود و باران می بارید .کودکی با تصور کودکانه خود رو به آسمان کرد و گفت :

خدایا گریه نکن درست می شه . ما آدما یه روزی بنده خوبی می شیم.

 

 



تاريخ : سه‌شنبه 06 آبان 1393 | 14:42 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
شب های عاشقی
 

شب عاشقی...روایت کوتاهی از ده شب محرم...

(در این روایت نام هرشب محرم که به هرشهید اختصاص داده شده معین گردیده...)

 

آفتاب محرم برمی اید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدستة دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می اید.

عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطة پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیة سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است. این شب ها باید به سوگ نشست. هر شب به سوگ ستاره ای از آسمان حسین(ع) .

هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه شهیدان کربلا، نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام حسین(ع) و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضة آنان با مرکز شورآفرین شب عاشورا صورت گرفته است.

 

شب اول: مسلم بن عقیل

مسلم، نخستین شهید واقعة کربلاست. شهادت او کمی پیش تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.

 

شب دوم: ورود به کربلا

امام حسین(ع) روز دوم محرم سال 61ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامة راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.

 

شب سوم: حضرت رقیه(س)

رقیه(س) دردانة سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک او در بعضی از کتاب های تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام فاطمه صغری یاد کرده اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال 61ه ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود.

حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریدة پدر به زبان آورده به خوبی می توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.

 

شب چهارم: حضرت حرّ(ع)

شب چهارم عزاداری محرم اختصاص به یکی از شهیدان سربلند کربلا یعنی حربن یزید ریاحی دارد. البته این شب را به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب کرده اند. حر الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین(ع) چنین جایگاه وارسته ای نداشت و به گفتة خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.

 

شب پنجم: حضرت زهیر(ع) و...

این شب مانند شب چهارم میان چند شهید کربلا مشترک است. شب پنجم به حبیب بن مظاهر و حضرت عبدالله بن حسن کودک هشت سالة امام مجتبی(ع) نیز منسوب است. عبدالله(ع) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به شهادت رسید.

زهیر، الگوی عاشقی کربلاست. او تا چند روز پیش، از دیدار حسین(ع) هراس داشت، اما پس از آن که به خیمه امام گام نهاد، هراسش به عشقی جاودانه بدل شد. بارقه نگاه حسین(ع) چنان در جانش اثر کرده بود که از همه هستی خود گذشت و از دنیا و خانمان گسست. او در این راه چنان پیش رفت که به یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت تبدیل شد.

 

شب ششم: حضرت قاسم(ع)

شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع) . وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان ایا من نیز به فیض شهادت نائل می شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می بینی؟

قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین تر!

شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.

 

شب هفتم: حضرت علی اصغر(ع)

علی اصغر(ع) فرزند کوچک امام حسین(ع) و حضرت رباب دختر امرءالقیس است که با تیر سه شعبة حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید. مصیبت علی اصغر(ع) برای حسین(ع) جان فرسا بود چنان که گریست و به خداوند عرض کرد: خدایا خودت میان ما و این قوم داوری کن. آنان ما را فرا خواندند تا یاری کنند ولی برای کشتن ما کمر بسته اند. در این لحظه ندایی از آسمان رسید که: ای حسین(ع) در اندیشه اصغر(ع) مباش، هم اکنون دایه ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است. شب هفتم، شب رضاست. حسین(ع) بهترین الگوی پایداری و رضآیت است. او پس از تحمل شهادت همه یاران و جوانانش، کودک شیرخوار خود را به میدان آورد. هنگامی که علی اصغر نیز فدا شد بر قضای الهی گردن نهاد و خطاب به خداوند گفت: ای خدا! چون تو این صحنه ها را می بینی تحمل این مصیبت ها بر من آسان می شود.

 

شب هشتم: حضرت علی اکبر(ع)

علی اکبر(ع) نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت. او فرزند بزرگ امام است و نزدیک ترین فرد به ایشان. چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند. او گام به میدان می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین(ع) قوت بخشد. علی اکبر(ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.

 

شب نهم: شب تاسوعا

ستاره 34 ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین یار و یاور حسین(ع) . عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد. او فرزند علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می سپارند. او به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.

 

شب دهم: شب عاشورا

شب حسین بن علی(ع) الگوی آزادگان جهان. شهامت، ایثار، بردباری، تسلیم، رضا، وفا، فروتنی، شجاعت و پایداری امواج اقیانوس بی منتهای حسین است. اگر این قیام چنین درون مایه ارزشمندی از فضایل انسانی را نداشت، این گونه بر پیشانی تاریخ نمی درخشید. عاشورا این گونه توانست حصار زمان و مکان را درهم شکند و تاریخ را درنوردد.



تاريخ : سه‌شنبه 06 آبان 1393 | 11:39 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(3)

زمانه ی عجیبی است!

برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!

میدانی چرا؟!

امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،

اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند.

وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

 

یه حرفی هست تو دلم...شاید نشه گفت... شاید نباید گفت...

ولی من میخوام بگم... میخوام بگم چون... ماها هم کم از کوفیان عاشورا نداریم!

امرزو اول محرمه...محرم اومد...شروع شد

اما...

چند روز پیش روز وفات آقای مهدوی کنی بود... یادتون هست دو روز عزای عمومی اعلام شد

بعد ...شبکه تماشا یکی از شبکه های سیما... یه سریالی هست به اسم پایتخت... من که نمیبینم این فیلم رو

اما تا حدودی میدونم که طنزه... تو این دو روز عزای عمومی اعلام شده، پخش نشد... برادران شیر دل پخش شد!

اما... امروز روز اول محرم... ماه عزای حسین (ع) ، سریال پایتخت پخش شد! شبش هم همین طور...

چی کم داریم از کوفی ها؟؟ فقط شهرمون کوفه نیست... اما خودمون، کارامون، عمل مون، رفتارمون...!

نمیگم اصلا عزاداری نمیکنیم...نه ولی عزاداری فقط سینه زدن نیست... این تظاهره... باید قلبمون عزادار باشه...روحمون... اما افسوس

مهدی زهرا مارو ببخش...یا فاطمه زهرا ببخش که عزادار حسینت نیستیم... ببخش...

 

این که حسین [علیه السلام] فریاد مى ‏زند - پس از این که همه عزیزانش را در خون مى ‏بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمى ‏بیند - فریاد مى ‏زند که: «آیا کسى هست که مرا یارى کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى ‏داند که کسى نیست که او را یارى کند و انتقام گیرد؟

این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‏کند و دعوت شهادت او را به همه کسانى که براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى ‏نماید.

 

 

ریشه «عاشورا» کلمه عشر بمعنی «ده» است، عاشورا دهم محرم و روز شهادت حضرت ابی عبداللّه الحسین (ع) می­باشد.

 

عبداللّه بن فضیل هاشمی گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: به چه جهت روز عاشوراء روز مصیبت و غم و اندوه و گریه شد در صورتی که روز وفات پیغمبر (ص) و فاطمه (ع) و شهادت امیر المؤمنین (ع) و شهادت امام حسن (ع) این چنین نیست؟

فرمود: به جهت اینکه روز حسین (ع) مصیبتش از هر روزی سنگین­تر است، زیرا اصحاب کساء که نزد خداوند از همه آفریدگانش عزیزتر بودند پنج تن بودند و حسین (ع) آخرین آنها بود و چون آن حضرت به شهادت رسید دیگر کسی که مایه عزت مسلمانان و تسلی خاطر آنها باشد نماند و به رفتن او گوئی همه آنها رفتند چنانکه تا او در حیات بود گوئی همه آنها زنده بودند...

 



تاريخ : یکشنبه 04 آبان 1393 | 16:05 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

 

باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست

محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است

 

نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است .

پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار .

ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم .

نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است .

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است .

اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)

 



تاريخ : یکشنبه 04 آبان 1393 | 15:08 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(2)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران